شیطان درون به طمع من خندید
یواشکی میان بری زد دامی طنید
هر چه رشته کرده بودم پنبه کرد
پا برهنه به تمام هستیم دوید
اولکارنسیمی روحنواز خبری خوش داد
پاکه در رکابم کردهمچو طوفان به زندگیم وزید
چرخ گردون فلک چگونه می چرخد
به مراد شر و به نابودی خیر چرخید
دین مان عالی اما دستمان خالی
بازار ابلیس گران فروخت ارزان خرید
دانه پاشید به کویر بی آب و علف
جمع کرد به دور دوزخی اش خود خزید
سرمان که به سنگ قبر خورد فهمیدیم
مرده مایم دلمان به باغ و بستان روستا طپید
فکر برگشت از سرت بیرون کن رفیق
دیگر از دوزخ ابدی هرگز نتوان پرید
شاهد که این خواب پریشان به دید
سر به بیابان زد عین چارپایان چرید
نیاز...ما را در سایت نیاز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109