بی کسی
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 15:05
شعر داستان کوتاهبی کسینه خارم نه خشم نه مگسینه خوارم نه زارم نه هوسیکرکسی هرچه هستی هرکسیلعنت به هرچه ادم مگسینه آویزانم نه آرزوی کسیمرغ پرشکسته ام درقفسینفسم بند به دم نفسیپس به سلامتی بی کسیمن دارم درفضای لایتناهی کسیکه خدا هم ندارد مثل خود کسیکجا بی کسم که دارم همچن کسیلعنت به من که طمع دارم بسی
یادی از استاد شهریار
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 15:05
شعر داستان کوتاهیادی از استاد شهریارسن عمرمون قاصدی سنمژده سنه جان دئمیشمتوحفه منه گول گندریبدردیمه درمان دئمیشمچوخ گئجه لئردعاادیبانتظارا پایان دئمیشمگوندوز گوزم یولدا قالبایندی گلر ایلره الآن دئمیشمگئجه گوندوزگون سایمشامداردا قالان عمرمه شایان دئمیشممن عاشقم بیر باخشاعمرمه جاودان دئمیشمسن یادگار ا...
فرار
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 23:31
خداوندا چرا این همه بی قرارمارامشی ندارم فرصت یک فرارمقرارم بی قرار است فرصتی نیستلحظه لحظه مگذرد عمر در حال فرارمهرلحظه مسافرم امامقصدی نییستمکان و مقصد ومآمن از کجا در ارمبه فکر همه هستم اما کسی به فکرم نیستدرحال سفرم مآیوس از چشمان زارمکسی چشم به راهم نیست می روم تند اهستهبلکه زمان برسد نا تمام ن...
دل نوشته های شب یلدا
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 23:31
خیلی وقت ها دلم واسه ی خیلی ها خیل تنگ می شه .دوستان دوران کودکی دوستان دوران تحصیل . رفقای دوران سربازی .یاران و همسنگران خط مقدم.وهیچ کاری هم از دستم بر نمی اید جز اشک.جز باران رحمت خداوندی که از درون می تراود تا روح وجسم انسان راپاکیزه و زلال میکند. همانطور باران اسمان زمین را.خیلی چیزهای مادی ر...
کرونا
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 23:31
قادر الله گئل بیزی بو کرونای چین دن قوتاربو سچان قورباغه ایلان یین چین دن قوتاربو یول سوزن سیاستین قوتاردن شکربو قولسوزون شرینن کینن دن قوتارایران اولوب قربان پایی تقسیم اولوبافغاننان یمنن عراقدان فلسطن دن قوتارخوروز لار نین ده دی تویوخلار آزاد گئزیرگئل تویوخلاری جمع الع خوروزلاری نین دن قوتارمین ده...
کبوتر چاهی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
نشسته در برقناری ما کبوتر چاهیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 لب به سخن که چرامیکنی ناله و آهی تو که بی ترس و لرز می کنی پروازxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 نه دربند سنگ نه در کمین شکارگاهی نانxa0 وxa0 آب و جایتxa0 مهیاxa0 وxa0 آما دهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دلم پرمیزند به حالت برای خودت شاهی به سنگ وچنگ کودکان ...
در سوگ کتاب
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
شب شعر است یک دل سیر گریه کنم به حال کتاب وکتاب فروش پیر گریه کنم نشسته اند ادیبان و شاعران و عرفا دانش آموخت مکتب مثل اسیرگریه کنم یک عمرسروکارم باکتاب وقلم وکاغذبود آخر کار خدایا همچو یک فقیر گریه کنم منکه کارم فرهنگ و آداب فرهنگ پروری بود به شعله
فاتحه ارزانی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
این روزها فاتحه ارزانی را باید خواند روزهای آفتابی برفی بارانی را باید خواند ارزش زندگی به رفت و امدودوستی هاست فانحه دیدوبازدیداز دوستان جانی راباید خواند مردان مرده اند مردانگی لوحی سر در خانه هاست آسمان هم بخیل شده فاتحه ارغوانی را باید خواند حرکت
سرباز شش ماهه
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
پیکان زهرآگین پرکشید به سوی اصغر نشست برگلو:گوش به گفتگوی اصغر شور وشادی به لشگر دشمن که حسین xa0ندارد سرباز کمک گرفته از جادوی اصغر تیر به صدا در آمدفریادزد ای ددان نیست هیچ جادویی مگر گریه وهای هوی اصغر حسین مشتی خون چکیده پرکردپاشید گفت خدایاخون خود
من وپسرم
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
به انتهای جاده رسیده ام اماچشم به درم شماچنگ به دامن شیطانیددستم زیر سرم همه درجبهه شیطانید پادر رکاب دشمن پشتیبان من همسرم با او همسنگرم منبری هستید جای پیامبر نشسته اید آیه یاس که من فراریم و در به درم xa0مقابلم هزاران بی ایمان صف بستند که من تنهای ت
زیارت
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
به شوق زیارت تو دل از تمام دنیا بستم xa0هستی من تویی ببین دل به کجا بستم غبار را ه تو را با اشک دو دیده شستم گوشایشی آقاجان مشکل گوشا بستم کلید تمام درهای بسته دست شماست کلید در بسته ام را به کجا بستم به جان مشکل گوشا جهان پر از نیرنگه از دست همسفرم پناه به کبریا بستم دلی در سینه دارم پراز عشق و ایث...
عید
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
نفسی دارم از روح خدا دستهایم روبسوی دعا تن و بدنم مهیایxa0 فدا نیت و آرزویم از آل عبا گل از غنچه شد به ثنا دسته گلی از ایثار شهدا خوانم دعای حول حالنا عید در عید مبعث تقدیم شما
شیطان درون
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
شیطان درون به طمع من خندید یواشکی میان بری زد دامی طنید هر چه رشته کرده بودم پنبه کرد پا برهنه به تمام هستیم دوید اولکارنسیمی روحنواز خبری خوش داد پاکه در رکابم کردهمچو طوفان به زندگیم وزید چرخ گردون فلک چگونه می چرخد به مراد شر و به نابودی خیر چرخید
بازی روزگار
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:25
بیا که اسب چوگان خود زین کردم برای بازی با روزگار آذین کردم آستین بالازدم درفشی بر سرنیزه کاوه ای آمده من فرزین کردم رستم آریوبرزن سلیمانی ها فدا شدند لوح کوروش کبیر در کیسه رزین کردم آتشکده هنوز روشن است ای دیوان لهراسبی برگشته و برزین کردم درفش کاو
عروس گلم
-
تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 14:25
بلبل به گلستان میخواند حدیث گلم آرزویی ندارم رسیدم به خواست&
یلدا
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 17:48
شب اول زمستان که سوز و سرما بود آخرین شب پاییزبه اسم یلدا بود مافقیران راچه رسمی از نیاکان کهن هوس آجیل و نبات در دل دخترم واویلابود شب باهم بودن و کنارهم گفتن و خندیدن گل گفتن ازآینده شنوفتنش رویا بود این شبی است یادگاراز کوروش دارا برای اغنیا وثروتمندان اسم با مسما بود هرکس از راه میرسد یاد فقیران...
شب قدر
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 22:36
(شب قدر) شب قدرشبی از شب های بهشت شب قدر شب دیدار با مولای بهشت شب قدر شب نور شب اولیای خدا شب قدر شبی ازایام مصفای بهشت شب قدر شب نزول قرآن محمد(ص) شب قدر شب مخصوص خدامعلای بهشت شب قدر شب توبه شب باز گشت شب قدرشب رفتن به مصلای بهشت شب قد
دل تنگیها
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 22:36
سال شصت ودوکه شور جوانی بود به دلم شور عشق نورانی بود به وطن جنگ شیطانی بود به رگم خون ایرانی بود شعار هر جوان مهد شیران وطن بایدباشد اری ازدیوان ما همه رگ و پوست این اب و خاکیم خالص و پاکتر ازگوهر نابیم جمله شعار ایران و ایرانی وحدت و همصدا ما دلیرا
افطار
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 22:36
دوش نوری بر خانه ی ما روانه بود سر سفره ی افطارربنایش ترانه بود در آسمان باز . پرده ها به کنار ملا ئک در تکاپومهمانی افطار بهانه بود پدر سر سفره ی افطار الرحمان میخواند سجاده ی مادرهمره سفره نشانه بود صدای اذان معلکوتی می آمد بگوش موءذن خ
آجی زمانع
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 22:36
قیزلار مهریه استه چگیب زندانا دئیر بوشا جوتجی نون اوکوزی یوخی یئرنه اولاخ قوشا جواننارمز هامسی آواره دی سوزن نه دی بن بسته سالوب روزگار دام دوارا درماشا من یئره قویسام باشمی چاتار سنه بخورنمیرداشی بیزمده بوسو قویوموز قازدخجا چخدی داشا